تبليغاتX
آرتیمان

خدایا:

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

عمری ست گرفته ای. مبادا رها کنی

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در جمعه 7 خرداد1389 و ساعت 1 قبل از ظهر |

زندگی صحنه ی یکتای هنر مندی ماست

               هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

                                  صحنه پیوسته بجاست

                         خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در جمعه 17 اردیبهشت1389 و ساعت 2 بعد از ظهر |

خدايا به کسانی که دوست ميداری بياموز

که عشق از زندگی برتر است

 
و به آنان که دوست تر ميداری بياموز

 که دوست داشتن از عشق برتر است

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد

اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست....

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در جمعه 10 اردیبهشت1389 و ساعت 11 قبل از ظهر |

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در پنجشنبه 9 اردیبهشت1389 و ساعت 5 بعد از ظهر |
امید


شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خيره می‌شد.

ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببريد.

فرشتگان پرسيدند چرا؟

پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او اميد به بخشش داشت..

 

می خوام دوباره اینجا باشم...حتی اگه مطلب کپی پیست بذارم ولی باشم بهتره

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در دوشنبه 23 فروردین1389 و ساعت 0 قبل از ظهر |

 

مسئولان وزارت بازرگاني در حالي افزايش پراكنده قيمت نان طي روزهاي اخير را تكذيب مي‌كنند كه از امروز برخي نانوايي‌ها با نصب اطلاعيه‌اي، افزايش قيمت نان را تأييد كردند.

بهاي نان از موضوعاتي است كه به جز تهران در ساير استانها با موافقت استانداري افزايش مي‌يابد.

بهاي نان در تهران نيز بنا به گفته برخي از صاحبان نانوايي‌ها به خاطر افزايش دستمزد كارگر و ساير خدمات چون برق و گاز بايد افزايش يابد.
+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در سه شنبه 10 اردیبهشت1387 و ساعت 1 قبل از ظهر |

مردم ديگر نگران نان نباشند چون نون آخر ليست جبهه اصولگرايان هم به مجلس هشتم راه یافت

 

يك نماينده اصولگرا كه به دور دوم انتخابات مجلس هشتم راه يافته بود به همراه 10 يار باقي مانده از ليست جبهه متحد اصولگرايي براي سخنراني تبليغاتي در مسجد صاحب الزمان شهرستان اسلامشهر رفته و طي سخناني خطاب به  مردم حاضر در مسجد گفت: توجه داشته باشيد كه در آخر ليست اصولگرايان يك نون (‌ ن اول نادران) وجود داره كه اگر اين نون به مجلس بره نان به دست مردم خواهد رسيد.

در انتخابات روز جمعه هم مردمي كه اكثرا در كيف‌ها و جيب‌هاي خود تراكت‌هاي زيادي از ليست اصولگرايان را به همراه داشته و به ديگران هم توصیه مي‌كردند به اين ليست راي بدهند به عهدي كه با اين كانديداهاي دور دوم بسته بودند عمل كردند و نون آخر ليست جبهه اصولگرايان را به همراه 9 نفر ديگر يارانشان را به مجلس هشتم فرستاند تا شايد حداقل نان به دست‌شان برسد و اين غذاي اصلي مردم – خصوصا مردم محروم اطراف شهر تهران – گران نشود و بتوانند نان را حداقل بدون گوشت کیلویی ۱۱ هزار تومان و مرغ کیلویی ۳ هزار تومان و شیر و پنیر و میوه و .... در سر سفره هایشان داشته و تناول ( نمی دونم درست نوشتم یانه) کنند.

اين درحالي است كه هنوز يك روز از خبر انتخاب نون آخر ليست نگذشته كه سايت الف خبر از افزايش بي‌سروصداي قيمت نان در تهران مي‌دهد:

 

« وزارت بازرگانی با افزایش قیمت آرد تحویلی به نانوایی‏های برخی مناطق تهران به این دسته از نانوایی‏ها برای افزایش قیمت نان چراغ سبز نشان داده است.

 

به گزارش"الف"، تصمیم وزارت بازرگانی برای افزایش قیمت آرد تحویلی به نانوایی ها، از اوایل اسفندماه اجرایی شد و بر اساس آن تهران به سه قسمت مرفه نشین، مناطق با ساکنان متوسط از نظر درآمدی و مناطق فقیر نشین تقسیم بندی شده و به نانوایی‏های این سه منطقه، آرد به قیمت‏های متفاوت تحویل داده می شود.

 

از اواخر سال گذشته برخی رسانه ها از افزایش بی سروصدای نان تا 50 و حتی 100 درصد خبر داده بودند و گزارش هایی از مشاجره مردم با کارگران نانوایی ها بر سر قیمت نان منتشر می کردند که وزارت بازرگانی در واکنش به این اخبار و گزارش ها، افزایش قیمت نان را به کلی تکذیب می کرد و از مردم می خواست نانوایی های گرانفروش را معرفی کنند.

 

با گذشت بیش از دو ماه از تصمیم وزارت بازرگانی برای افزایش قیمت نان، این وزارتخانه هنوز جزییات تقسیم بندی نانوایی های تهران را به منطقه و قیمت های جدید نان در هر منطقه را از رسانه ها و افکار عمومی پنهان نگه داشته است.»

 

البته مردم عزيزي كه به اين نماينده راي داده اند خيالشان راحت باشد چون اونها با راي دادن به نون اصولگراها، نه تنها نون خودشان را آجر نكرده‌اند بلكه نان به صورت اختصاصي و بدون افزايش قيمت  - و شاید هم به همراه روغن و گوشت و مرغ و شیر و ... ارزان تر از دیگر نقاط تهران و کشور - به دستشان خواهد رسيد

  

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 2 قبل از ظهر |

گسترش روابط خانوادگي در ميان حاكميت جمهوري اسلامي طي دو نسل سبب شده است به تدريج خانواده بزرگي شكل گيرد كه در آن نام‌هاي آشنايي از خميني‌ها، خامنه‌اي‌ها، خاتمي‌ها، هاشمي‌ها، صدرها و... به چشم مي‌خورد. خانواده‌اي كه به تدريج چنان در نسل‌هاي آينده به هم آميخته مي‌شوند كه مي‌توانند به حكم شرع محرم يكديگر شناخته شوند.
 

مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سال‌هاي 1368 تا 1384 در ايران دايي‌سالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت مي‌كردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيس‌جمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد خاتمي بود كه از سال 1376 تا سال 1384 رياست‌جمهوري ايران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدي و اميرحسين هاشميان به ترتيب فرزندان حجت‌الاسلام محمد هاشميان امام جمعه رفسنجان و آيت‌الله صدوقي امام جمعه يزد بودند و اين يعني آنها فرزندان مشترك «يزد و رفسنجان» و «صدوقي و هاشميان» هستند؛ جايي كه «هاشمي‌ها» و «خاتمي‌ها» به هم مي‌رسند. مهدي و اميرحسين تنها كساني هستند كه در فاصله دو دهه خواهرزاده رئيس دولت ايران بوده‌اند اما پيوند خانواده و دولت در ايران محدود به ايشان نيست:



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 7 بعد از ظهر |

با خبر شديم كه دوست‌مان كمي حالش گرفته است. جويا شديم و فهميدم كه علت چیست.

علت اش چيزي نيست جز شكايت يك كارگردان از او

او خبري را منتشر كرده كه راست بوده ولي

ولي به مذاق اون كارگردان خوش نيامده و اون هم شكايت كرده

شكايتي بي‌پايه و اساس و بدون داشتن مدرك

مدرك از فيلمي كه مورد استقبال قرار نگرفته و تماشاچيانش سينما را ترك كرده اند

ترك كرده‌اند تا بگوييند اين چه فيلمه كه ساختي حتي ارزش نداره تا آخرش نشست و وقت صرفش كرد و ديد

ديد كه فيلمش خيلي جالب نيست و حتي تماشاچي‌ ها هم براش ارزش قائل نشدن حالا خواسته

خواسته تا با كذب دانستن اين واقعيت خودش را يك جوري مطرح كنه

مطرح كردن اينجوري شو ديده بودين؟

ديده‌بودين كه كسي بخواد براي مطرح كردن خودش ديگري را خراب كنه

خراب كردن كسي كه توي دنياي سينما خيلي مطرحه البته در ميان مطبوعات و كارگردانها

كارگردانهاي مشهور كشور كه به معناي واقعي فيلم مي‌سازند و خوش فكرند و از ايده‌هاي ديگران استفاده نمي‌كنند

من نمي‌دانم اين خانم منيژه حكمت كه تاحدودي اسمش آشناست چرا خواسته با كذب عنوان كردن خبری که خبر اون هم نبوده خبرنگار مشهوري مانند محمد تاجيك كه خيلي از كاركردانها و بازيگران و حتي سينماي كشورمون مديونش هستند، خودش را مطرح كنه

مطرح كنه كه چي بشه؟ فيلمش تماشاچي پيدا مي‌كنه؟ آخه كسي نيست به اين خانم بگه تو اگه فيلم سازي و به فيلم‌ت اعتماد داري و مي‌داني بينننده خوشش مي‌ياد چرا اينجوري خودتو به در و ديوار مي‌زني تا در عالم مطبوعات مطرح بشي؟

 

حالا گيريم اين خانم يك شكايتي هم كرده باشه؟ مهم نيست؟ خيلي‌ها رو مي‌شناسم كه بارها از خودشون شكايت كردن و نسيت به خودشان معترض بودن. شايد اين خانم هم به خاطر فيلمش رفته بوده از خودش شكايت كنه اما اونجا بهش گفتن كه نميشه، اونم گفته خوب بنويسيد محمد تاجيك اين جوري مشهور هم مي‌شم.

 

اما بايد اين خانم گفت كه اينجوري نه تنها مشهور نميشه و فيلم فروش نمي‌كنه بلكه خودش بيشتر ضايع مي‌شه چون محمد تاجيك را همه مي‌شناسن و مي‌دونن كه بي علت خبري را منتشر نمي‌كنه

 

براي اين خانم متاسفم كه راه خود را اشتباهي رفته . اين كارش من را به ياد يك خاطره از صحن علني مجلس مي‌اندازه البته خيلي هم موضوعات شبيه نيست اما تعريف كنم بهتره

 

يكي از اين روزهاي صحن علني مجلس، نماينده‌ها داشتن درمورد طرح دوفوريتي ممنوعيت چاپ عكس و پوستر كانديدا بحث مي‌كردن و موافقان با اين طرح مي‌گفتن وقتي نصب عكس و پوستر ممنوع شده پس ديگه چرا اجازه چاپ داده شود و كلي از اين جور حرفها، كه يك دفعه يكي از نمايندگان اكثريت خواست تا تذكر آيين نامه‌اي بدهد. همه گفتن چه شده كه او مي‌خواد تذكر بده، بعد از اينكه تذكرش را داد  همه نمايندگان از جمله رييس جلسه اظهار تعچب زيادي نسبت به اين تذكر كرد چون اصلا تذكرش ربطي به اين دستور نداشت و اين نماينده تا اون موقعه نفهميده بود كه اصلا بحث ها بر سر چيست و فكر مي‌كرد دستور بعدي در حال بررسي است . رييس مجلس به او گفت از شما بعيده آقاي .... . البته به نظر من و خيلي از نماينده‌ها و خبرنگارا اصلا هم بعيد نبود

 

حالا اين خانم حكمت هم مثل اينكه چند سالي هست كه از عالم مطبوعات و خبرنگاران سينمايي دوره و نمي‌دونه كه نبايد با محمد تاجيك در بيافته چون خود تاجيك كه اهل دعوا نيست اما آنقدر حامي داره كه با شنيدن اين خبر ضمن ابراز تعجب از كار اين خانم،‌ از او حمايت خواهند كرد.

ضمن آنكه توي تكذيب خبر هم گفته ( خبرنگار معلوم الحال) درحالي كه در اصل خبر آمده « بنابر برخي اخبارسايتهاي اينترنتي  تعدادي از تماشاگران فيلم "سه زن"در جشنواره فيلم برلين ُسالن نمايش اين فيلم را ترك كردند.»

پس خبرنگارش محمد تاجيك نبوده

همچنين در تكذيب خبر گفته « اين خبر كذب رااز يكي از سايت‌هاي ضد انقلاب برداشته و منتشر كرده باشد» كه در اصل خبر گفته شده «ظاهرا ميزان نارضايتي از فيلم حكمت درجشنواره فيلم برلين به گونه اي بوده است كه برخي از رسانه هاي خارجي! كه همواره به تعريف و تمجيد از چنين فيلمهايي مي پردازند هم اين ساخته حكمت را ضعيف دانسته اند» كه اگر سايت ضد انقلابي بود بايد از فيلم تعريف مي‌كرد.

 

 

به هر جهت،‌ خود منيژه حكمت نمي دونه كه با اين اشتباه چه ضربه‌اي به خود و فيلم اش زده و در واقع خودزني كرده.

 

اصل خبر

http://www.ircn.ir:8080/web/guest/home?p_p_id=topnews_WAR_reportageportlets0.1&p_p_action=0&p_p_state=maximized&p_p_mode=help&p_p_col_id=&p_p_col_pos=0&p_p_col_count=0&_topnews_WAR_reportageportlets0.1_action=showFullNews&_topnews_WAR_reportageportlets0.1_newsId=819370

 

خبر تكذيبه منيژه حكمت در سايت معلوم الحال باني فيلم

http://www.bonniefilmdaily.com/fa/index.php?cmodule=news&mode=view&news_id=29261

 

توضيح سايت راه فيروزه در مورد انتشار خبر

http://www.ircn.ir:8080/web/guest/home?p_p_id=topnews_WAR_reportageportlets0.1&p_p_action=0&p_p_state=maximized&p_p_mode=help&p_p_col_id=column-2&p_p_col_pos=1&p_p_col_count=4&_topnews_WAR_reportageportlets0.1_action=showFullNews&_topnews_WAR_reportageportlets0.1_newsId=819371

 

+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 0 قبل از ظهر |
Happy Valentine's Day
+ نوشته شده توسط سمیرا یافتیان در پنجشنبه 25 بهمن1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |